تبليغاتX
آنچه می شود و می توان نوشت
آنچه می شود و می توان نوشت
 
 ﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 
مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ ﴿ 20 الشورى
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 آذر1388 توسط مهدی |


       چندبار برای‌تان پیش آمده که بعد از پاک کردن فایلی بعداً متوجه شده‌اید که به آن نیاز داشته‌اید؟ بسیاری از نرم‌افزار‌های برگرداندن اطلاعات قادر به باز یافت تمام اطلاعات از دست رفته نیستند. Tempo حافظه‌ای‌ست که همانند سطل زباله ویندوز عمل می‌کند، هر زمانی که شما فایلی را پاک می‌کنید آن فایل به داخل هارد تمپو منتقل می‌شود، بدنه این هارد که بشکل سطل باز یافت زباله طراحی شده دارای نمایشگری‌ست که نمایی از پرشدن هارد را نشان می‌دهد، دکمه‌ای به شکل حلقه بالای این دستگاه موجود می‌باسد که با زدن آن تمام اطلاعات ذخیره شده در تمپو پاک خواهد شد. محصول ارائه شده بی‌سیم می‌باشد و با بلوتوث کار می‌کند. حافظه ذکر شده ۲۵۰ گیگابایت می‌باشد و با ویندوز و MAC سازگاری دارد.

منبع: hothardware.com
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 آذر1388 توسط مهدی |
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه دارم من از فراقش در دیده صد علامت هر چند کآزمودم از وی نبود سودم پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین                  
انی رایت دهرا من هجرک القیامه لیست دموع عینی هذا لنا العلامه من جرب المجرب حلت به الندامه فی بعدها عذاب فی قربها السلامه و الله ما راینا حبا بلا ملامه حتی یذوق منه کاسا من الکرامه                  
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آذر1388 توسط مهدی |
بسم الله الرحمن الرحیم

Matt blogged earlier about Haworth adopting various and sundry social networking applications.  Haworth is a perfect example of an organization that is a bit ahead of the curve – adopting these applications for business reasons, yet managing the inherent risks.  More thoughts on that:

Any organizations that are not yet diving into social networks headfirst will be doing so shortly.  There are lots of legitimate business reasons to embrace social networking applications – seems like lists of why you should engage are cropping up weekly – here most recently, but marketers also salivate over the sheer size of the audience – here.  Mostly, organizations are interested in new, fast, cost-effective marketing channels, customer intimacy, and reaching a new generation of consumers (although social networking adoption is rapid among the over 55 set – with 19% of over 55 Internet users participating).  Some organizations embrace these apps for purely employee culture reasons.  It is worth noting that many organizations don’t quite know what they’re going to get out of the experience – so there is a tremendous amount of experimentation.

In most organizations, information security professionals cannot (and should not) stand in front of the social networking steamroller, but instead help their organizations manage the risks associated with social networking applications?  But what are they?  And how does one manage it?

Step 1:  Understand the Risks.  Worms like Koobface have been discussed extensively.  Obscured or shortened links leading to phishing scams or malware are the current darling of the press.  Legitimate accounts are being hacked to spread trojans to followers.  Some organizations have concerns about employee productivity drain, compliance issues, or the potential for data loss.  The most interesting (and dangerous) piece though is summed up nicely in this SecurityFocus piece, and is historically consistent with the dynamics associated with other types of communication technologies upon initial adoption (e.g., email, IM) – that the hundreds of millions of users of social networking applications are far too trusting of interactions that they have within the medium.

Step 2:  Manage Risks.  So given that information security professionals can’t/shouldn’t stand in the way of this steamroller (that scene in Austin Powers comes to mind), and that enterprises will be experimenting heavily, what can be done?  First, understand what’s going on.  Most organizations guess, try to glean bits of information from various security components, but don’t REALLY know what applications are running on their networks.  Second, work with the business to create policies that enable the business to experiment, innovate, and realize the benefits of social networking applications – but limit the exposure to the aforementioned risks.  In other words, don’t ban the apps unilaterally, but limit use by user, group, application function, time, or content (threat, confidential data, etc.) – to ensure benefit without taking on undue risk.  By the way, because we’re still in the experimentation phase, these policies are going to be pretty dynamic for a while.  Third – get control over which applications are running on your network (enforce those policies).

Social networking applications are here to stay, and will be part of various business initiatives (we just don’t fully understand how yet).  Don’t get hit by the steamroller.


source: paloalto
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 آذر1388 توسط مهدی |
 
 
 
﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 
يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ﴿ 24 الفجر
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 آذر1388 توسط مهدی |
بسم الله الرحمن ارحیم
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده​ام دل را ز خود برکنده​ام با چیز دیگر زنده​ام ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد من خود کجا ترسم از او شکلی بکردم بهر او از کاسه استارگان وز خون گردون فارغم من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده​ام در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون چندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرا در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا تو مست مست سرخوشی من مست بی​سر سرخوشم من طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن زیرا قفص با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن چون کرم پیله در بلا در اطلس و خز می روی پوسیده​ای در گور تن رو پیش اسرافیل من نی نی چو باز ممتحن بردوز چشم از خویشتن پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده تو پیش حلوایی جان شیرین و شیرین جان شوی عین تو را حلوا کند به زانک صد حلوا دهد خاموش کن کاندر سخن حلوا بیفتد از دهن هر غوره​ای نالان شده کای شمس تبریزی بیا                    این بار من یک بارگی از عافیت ببریده​ام عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده​ام دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده​ام من با اجل آمیخته در نیستی پریده​ام خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده​ام من گیج کی باشم ولی قاصد چنین گیجیده​ام بهر گدارویان بسی من کاسه​ها لیسیده​ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده​ام دامان خون آلود را در خاک می مالیده​ام یک بار زاید آدمی من بارها زاییده​ام زیرا از آن کم دیده​ای من صدصفت گردیده​ام زیرا برون از دیده​ها منزلگهی بگزیده​ام تو عاشق خندان لبی من بی​دهان خندیده​ام بی​دام و بی​گیرنده​ای اندر قفص خیزیده​ام بهر رضای یوسفان در چاه آرامیده​ام صد جان شیرین داده​ام تا این بلا بخریده​ام بشنو ز کرم پیله هم کاندر قبا پوسیده​ام کز بهر من در صور دم کز گور تن ریزیده​ام مانند طاووسی نکو من دیبه​ها پوشیده​ام زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده​ام زیرا من از حلوای جان چون نیشکر بالیده​ام من لذت حلوای جان جز از لبش نشنیده​ام بی گفت مردم بو برد زان سان که من بوییده​ام کز خامی و بی​لذتی در خویشتن چغزیده​ام                  
نوشته شده در تاريخ شنبه 30 آبان1388 توسط مهدی |
خب ظاهراً برای قالب قبلی بلاگ اسکین مشکلی پیش اومده.

تا رفع مشکل دباره این شکلی میشم !


========> خوب رفع مشکلش کردیم و دباره این شکلی شدیم !  <=============

نوشته شده در تاريخ شنبه 30 آبان1388 توسط مهدی |



                                             آری ،

با تو چیزی  نداریم که بگوئیم!

                                            بگویم چه؟

                                                 " عَزیزٌ عَلَیَ اَن اَرَی الخَلقَ وَ لَا تُری " ؟

                                                                       دروغگو دشمن خداست!






.

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 آبان1388 توسط مهدی |
بسم الله الرحمن ارحیم

پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من ای شنیده وقت و بی​وقت از وجودم ناله​ها در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی ای ز هر نقشی تو پاک و ای ز جان​ها پاکتر چون ز بی​ذوقی دل من طالب کاری بود بی تو باشد جیش و عیش و باغ و راغ و نقل و عقل تا ز خود افزون گریزم در خودم محبوستر ناگهان در ناامیدی یا شبی یا بامداد آن زمان از شکر و حلوا چنان گردم که من امشب از شب​های تنهایی است رحمی کن بیا همچو نای انبان در این شب من از آن خالی شدم زین سپس انبان بادم نیستم انبان نان درد و رنجوری ما را داروی غیر تو نیست                  
غمگسار و همنشین و مونس شب​های من ای فکنده آتشی در جمله اجزای من جفت گردد بانگ که با نعره و هیهای من صورتت نی لیک مقناطیس صورت​های من بسته باشم گر چه باشد دلگشا صحرای من هر یکی رنج دماغ و کنده​ای بر پای من تا گشایم بند از پا بسته بینم پای من گوییم اینک برآ بر طارم بالای من گم کنم کاین خود منم یا شکر و حلوای من تا بخوانم بر تو امشب دفتر سودای من تا خوش و صافی برآید ناله​ها و وای من زانک از این ناله است روشن این دل بینای من ای تو جالینوس جان و بوعلی سینای من                  
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 آبان1388 توسط مهدی |

 

بسم الله الرحمن الرحیم


       پروژه "هارپ "، جايگزين زميني طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت هاي متعدد و خارق العاده اي كه پديد مي آورد، «سلاح نهايي» آمريكا محسوب مي گردد. با «هارپ»، ارتش آمريكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلي اقتصادي تر، اما بسيار خطرناكتر، از سر بگيرد، با اين تفاوت كه اين بار طرح برروي كره زمين انجام مي پذيرد.
 
 
اشاره
بدون شك، فجايع طبيعي در هر دوراني به وقوع پيوسته و خساراتي گاه جبران ناپذير به بار آورده اند. اما، آنچه امروز كمتر از گذشته طبيعي مي نمايد شدت عجيب و بي سابقه اين پديده هاي به ظاهر طبيعي است كه اغلب با بستر فصلي خود در ناهماهنگي كامل بسر مي برند. اين بي نظمي هاي آب و هوايي عموماً به حساب تأثيرات گازهاي گلخانه اي گذارده مي شوند. اما آيا حقيقتاً ارتباطي ميان تغييرات آب و هوا و اثرات گلخانه اي اين گازها وجود دارد؟ موضوعي كه مدت هاست سفره رسانه ها و فعالان صلح سبز را رنگين كرده و به بهانه اي براي توجيه علت هر فاجعه طبيعي تبديل گرديده است. اما، آنچه از همگان پنهان مانده و توجهات را كمتر به خود معطوف مي دارد، اين واقعيت است كه امروز خطري تازه، از نوعي ديگر، سراسر جهان را تهديد مي كند كه با تغييرات عجيب وضعيت آب و هوا در ارتباط است و در راستاي بلندپروازي هاي كشورهايي كه خود را يك «قدرت» و «ارباب جهان» مي دانند، عمل مي كند. و آمريكا يكي از همين اربابان «خودخوانده» است كه در ادامه بلندپروازي هاي «جنگ ستارگان» خود در تلاش براي دستيابي به سيستم تسليحاتي بسيار گسترده اي است كه قادر است اعماق زمين را در جست وجوي پايگاه هاي مخفي بكاود، تمامي اشكال ارتباطات هرتزي را متوقف سازد، بر رفتارهاي انساني تأثير گذارد، جريانات آب و هوايي را تغيير دهد، هواپيماها را همانند مايكروفري كه به كمك امواج كوتاه عمل مي كند، در آسمان «بريان» كند، و يا انفجارهايي به قدرت يك بمب اتمي پديد آورد. اما، نه فقط آمريكا...
و اگر چه «به ظاهر» هيچ نشاني حكايت از استفاده از اين تكنولوژي مرگبار ندارد، اما موضوع آنقدر جدي است كه سازمان ملل در حاشيه بحث هاي خود پيرامون تأثيرات گازهاي گلخانه اي بر آب و هوا، پرداختن به مسئله «جنگ زيست محيطي» را نيز آغاز كرده است. هرچند كه، به رغم اطلاعات علمي موجود مسئله دست بردن در وضعيت آب و هوا با اهداف نظامي هرگز بخشي از برنامه سازمان ملل درمورد تغييرات آب و هوا نبوده، پيامدهاي تكنولوژي نظامي بر وضعيت آب و هواي جهان محور هيچ گفتماني را تشكيل نداده و هيچكس را نيز نگران نكرده است. و بحث هاي جاري پيرامون تغييرات آب و هوا كه صرفا بر موضوع گازهاي گلخانه اي متمركزند، نيز به هيچوجه اهداف استراتژيك و دفاعي واشنگتن را به زير سؤال نمي برد.

تكنيك هاي تغيير محيط زيست به اهداف نظامي بخشي از تحقيقاتي را تشكيل مي دهندكه اطلاعات چنداني درمورد آنها در دست نيست، چراكه در پس ديگر پروژه هاي ارائه شده با هدف بهبود شرايط زيست محيطي پنهان اند. با اين حال، «لوك مانپائي» پژوهشگر محيط زيست، خاطرنشان مي سازد، «از سال هاي دهه 1950، گزارش ها و بيانيه هايي رسمي در آمريكا انتشار يافته است كه بر فوايد نظامي تكنيك هاي تغيير شرايط آب و هوا تأكيد دارند. و از آن زمان، تحقيقات در جهت كنترل عناصر طبيعي هرگز متوقف نگرديده، حداكثر آن كه كنوانسيون سال 1977 پيرامون ممنوعيت استفاده از تكنيك هاي تغيير محيط زيست با اهداف نظامي و يا هر هدف خصومت آميز ديگر، از سرعت اين تحقيقات كاسته است.»

پروژه «هارپ»(High-Frequency Active Auroral Research Program HAARP) ، جايگزين زميني طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت هاي متعدد و خارق العاده اي كه پديد مي آورد، «سلاح نهايي» آمريكا محسوب مي گردد. با «هارپ»، ارتش آمريكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلي اقتصادي تر، اما بسيار خطرناكتر، از سر بگيرد، با اين تفاوت كه اين بار طرح برروي كره زمين انجام مي پذيرد.

در واقع، همه چيز از سال هاي دهه 60 و
...(ادامه)
.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 آبان1388 توسط مهدی |