|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() به منظور آشنایی و درک بهتر پروتکل DNSSEC ، ابتدا به شرح مختصری از
پروتکل DNS پرداخته و سپس در ادامه پروتکل DNSSEC و سرویس جدیدی که در
همین رابطه توسط این مرکز ارائه میگردد را بطور کامل معرفی نماییم.
کاربران و استفاده کنندگان شبکه اینترنت برای استفاده از خدمات اینترنت به عنوان مثال برای مراجعه و بازدید از صفحات وب سایتها کافیست نام وب سایت مورد نظر خود را در نرم افزارهای پیمایش وب (همانند اینترنت اکسپرور IE، فایرفاکس Firefox، .... ) وارد نموده و صفحه وب سایت مورد نظر در صفحه رایانه نمایان میشود. به عبارت دیگر رایانه کاربران، درخواست بازدید خود از آن وبسایت را به کارگزار (سرور) فرستاده و پاسخ آن کارگزار وب را که شامل اطلاعات درخواستی است دریافت کرده و نمایش میدهد. برای برقراری این ارتباط مابین رایانه کاربران و کارگزاران، رایانهها از شماره نشانیها در اینترنت موسوم به IP استفاده میکنند. (همانند شماره تلفن در شبکههای مخابراتی) با استفاده از این نشانیها که به صورت شماره با قالب خاص است، کاربران و کارگزاران اینترنتی میتوانند همدیگر را در اینترنت یافته و با یکدیگر به تبادل اطلاعات بپردازند. با توجه به اینکه به خاطر سپردن این شمارهها کار مشکلی است آن چیزی که در این هنگام مهم میباشد این است که رایانهها (اعم از رایانههای شخصی و سایر کارگزاران ارائه دهنده خدمات متنوع اینترنتی) چگونه از نشانی اینترنتی (IP) یکدیگر با خبر میشوند، به عبارت دیگر هر رایانه در شبکه اینترنت پیش از آنکه نرم افزار پیمایش وب در رایانه درخواست بازدید یک وب سایت را برای کارگزار آن وب سایت (وب سرور) ارسال کند چگونه نشانی یا همان شماره IP آنرا پیدا میکند!!؟ در ابتدای راهاندازی شبکه اینترنت هر رایانه دارای یک فایل بود که در آن فایل، نام هر رایانه (یا وب سایتها) و شماره IP کارگزار آن، در آن ذخیره میگردید و رایانه ها از آن فایل برای تبدیل نامها به نشانیها استفاده میکردند. (چیزی دقیقا شبیه یک دفترچه تلفن که با داشتن نام افراد میتوان به شماره تلفن آنها دسترسی پیدا کرد). بدیهی است با گسترش و توسعه شبکه اینترنت و افزایش تعداد وب سایتها دیگر امکان ذخیره نمودن چنین فایلی و همچنین به روز بودن آن که بتواند حاوی تمامی نامها و شماره IP آنها باشد نیست. به همین دلیل سرویسی به نام DNS (Domain Name Service) در اینترنت راهاندازی شد. که هدف از ایجاد و راهاندازی آن روشی برای یافتن نشانی IP یک رایانه یا کارگزار از روی نام آن بود. نحوه
عملکرد دیاناس بدین گونه است که رایانهها ابتدا و پیش از برقراری اتصال
به شبکه اینترنت، نشانی IP یک کارگزار سرویس دهنده DNS ( دیاناس
resolver) را (که معمولا توسط شرکت محلی ارائه دهنده سرویس اینترنت قبلا
راهاندازی شده ) به عنوان DNS سرور خود معین مینماید. (در اغلب مواقع
این کار به شکل اتوماتیک انجام میشود). از این لحظه به بعد رایانه هر نام
نشانی اینترنتی را که میخواهد با آن مراجعه کند ابتدا به کارگزار DNS خود ( DNS Resolver )میدهد تا نشانی IP کارگزار را برایش بیابد. کارگزار
DNS پاسخ را پس از تعدادی پرسشهای زنجیرهای ( recursion ) که از سایر
کارگزارهای DNS میپرسد، یافته و به رایانه کاربر برمیگرداند. در حقیقت
گویی نام وب سایت را به نشانی IP ترجمه میکند. جزئیات این پرسشهای زنجیرهای و نحوه دقیق چگونه یافتن پاسخ این سئوالات خارج از حوصله این نوشتار است. آنچیزی که باعث بوجود آمدن پروتکل DNSSEC گردید این بود که کارگزاران DNS ممکن است در هنگام دریافت پاسخ به پرسشهای زنجیرهای خود (که به منظور یافتن نشانی IP انجام میدهند.) اطلاعات غلط دریافت نمایند. این اطلاعات ناصحیح و غلط معمولا توسط هکرها و افراد سودجو بوجود آمده و در اینترنت پخش میشود. نتیجه وجود چنین اطلاعات نادرستی این است که نشانی IP غلط به رایانه کاربران متقاضی مشاهده یک وب سایت داده میشود و آنها به جای اتصال به کارگزار صحیح یک وب سایت به کارگزار وب سایت دیگری هدایت میشوند. بطور مثال متقاضیان مشاهده وب سایت یک بانک به جای مشاهده وب سایت اصلی آن بانک ، یک وب سایت جعلی را مشاهده مینمایند که بدیهی است میتواند آن متقاضیان را در حال مشاده یک وب سایت جعلی هستند را در معرض هر گونه سو استفاده احتمالی بعدی هکرها قرار دهد. استفاده از پروتکل DNSSEC به جای روش قدیمی و معمول DNS میتواند پاسخ مناسبی برای چنین مشکلاتی بوده و موجب جلوگیری از دریافت اطلاعات از منابع نادرست و غلط در اینترنت گردیده و به طبع میتواند جلوی چنین سوء استفادههایی را بگیرد. البته ذکر نکتهای بسیار مهم در این جا لازم است و آن اینکه این پروتکل صحت خود اخبار را در هنگام رد و بدل شدن اطلاعات در زمان انجام پرسش و پاسخهای زنجیرهای تضمین نمیکند، بلکه در این پروتکل آنچیزی که قابل بررسی شدن است، نه صحت خود خبر بلکه فقط صحت هویت گوینده خبر است. بدین ترتیب هر کارگزار DNS میتواند مطمئن شود کسی که به او پاسخ پرسشی را میدهد همانی است که باید باشد و نه یک کارگزار جعلی و تقلبی. به عبارتی اگر بر اثر اشتباهات انسانی و سهوی اطلاعات نادرستی در خصوص نام وب سایتی در اینترنت پخش شود، این پروتکل قادر به تشخیص این اشتباه نیست بلکه این پروتکل فقط میتواند هویت گوینده خبر را تایید کند، که آیا این همان گوینده ای است که باید انتظار شنیدن پاسخ از او باشد و یا خیر . نحوه عملکرد پروتکل در راهنمای فنی آن بطور کامل تشریح گردیده است. به منظور آشنایی بیشتر کاربران، مرکز ثبت دامنه نقطهآیآر تصمیم به راهاندازی آزمایشی این پروتکل نموده است. جزئیات این طرح در نشانی http://www.nic.ir/DNSSEC قابل دسترسی است.بطور خلاصه، صاحب امتیاز هر دامنه، کلید عمومی (Public Key) دامنه خود را در هنگام تعیین نام کارگزاران آن دامنه به مرکز ثبت دامنه معرفی میکند و از این لحظه صحت پرسش و پاسخ ها با بررسی این کلید و مقایسهٔ آن با کلید خصوصی معادل ( Private Key ) آن انجام میگیرد . به نقل از: ایرنیک |
شاعر محمدعلی دُرریز
|
بسم الله الرحمن الرحیم
روباه گفت : سلام |
- بخشی از کتاب «شازده کوچولو»
هرگاه آدمی به رنج و نیازی افتد، همان لحظه به هر حالت که باشد، به پهلو یا نشسته یا ایستاده، ما را به دعا بخواند.آنگاه که رنج و زیانش برطرف شود، باز به حال غفلت و غرور چنان باز می گردد، که گوئی هیچ ما را برای دفع ضرر و رنج خود نخوانده، همین غفلت است که اعمال زشت را در نظرشان زیبا نموده است. ﴿سوره یونس ۱۲- منبع- پارس قرآن دات کام﴾ قرآن
! من شرمنده توام، اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان
آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه
می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است . قرآن ! من شرمنده توام، اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند" احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ... قرآن ! من شرمنده توام، اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،خواندن تو آز آخر به اول ،یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،حفظ كنی ، تا اینچنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند . خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم

بسم الله الرحمن الرحیم چشم انسان، عضو حسی نیرومندی است. چشمها میتوانند میلیونها رنگ
را ببینند، خودشان را با تغییر میزان نور مطابقت دهند و اطلاعات را با سرعتی بیشتر
از یک اتصال اینترنتی سریع، به مغز انتقال دهند. اما آیا زمان آن نرسیده است که حس بینایی خود را توانمندتر
کنیم؟!! در فیلم «ترمیناتور»، کاراکتر «آرنولد
شوارتزنگر»، وقتی به دور و برش نگاه میکرد، اطلاعات را روی همان تصویری که میدید،
مشاهده میکرد. این اطلاعات «تکمیل شده»، به او کمک می کرد که تصمیمات بهتری
بگیرد. مثلا در این عکس فیلم ترمیناتور میبینید که مدل خودرو و موتورسیکلت روی
تصویر مشاهده شده، اضافه شدهاند: در ماههای اخیر، یکی از داغترین موضوعات مورد بحث، فناوری جالبی
به نام «واقعیت تکمیل شده» یا Augmented reality است. هر گاه همزمان
با مشاهده دور و برمان، بتوانیم اطلاعاتی متناسب با آن میحط به صورت نوشتاری یا با
فرمتهای دیگر، در همان تصویر مورد مشاهده، ببینیم، در واقع از واقعیت تکمیل شده بهره
بردهایم. واقعیت تکمیل شده، فناوری است که این روزها به شدت مورد توجه قرار
گرفته است و مثالهای متعددی از کاربردهای فعلی و آتی آن میتوان آورد: - هماکنون اپلیکیشنهای موبایلی برای آیفون و گوشیهای آندرویید،
در دسترس هستند که میتوانند با استفاده از فناوری «واقعیت تکمیل شده»، نزدیکترین
ایستگاه مترو یا اغذیهفروشی را به مسافری که به شهر ناآشنایی رفته، نشان دهند.
کافی است که صاحب گوشی با استفاده از دوربین گوشی خود به دور و برش نگاه کند، روی
صفحه نمایش به او نشان داده خواهد شد که از کدام طرف باید حرکت کند تا به مقصد مورد
نظر برسد. - با استفاده از واقعیت مجازی میتوان اطلاعات کاملی در مورد
بناهای تاریخی و موزهها در حین بازدید از انها گرفت و به علاوه عکسیهای سایر
بازدیدکنندهها را هم مرور کرد. کافی است گوشیتان را به سمت محل مورد نظر
بگیرید. .. ادامه ...

ادامه مطلب...
بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم میتونید از اینجا بشنوید این قصه رو ازسید محمد باقر موسوی همدانی نقل کردن. علی تو محله گندآب همدان زندگی می کرده برا همین اسمشو گذاشته بودن علی گندآبی! علی گندآبی خیلی زیبا و خوش سیما بوده، علی لات بوده اما یه جو مرام و معرفت تو وجودش بوده جلو قهوه خونه نشسته بوده داشته قلیون می کشیده یهو می بینه یه خانوم وایستاده، داره علی رو نگاه می کنه! خب علی خوشگل بوده و تیپی زده بوده، علی گندآبی بلند شد موهاش رو ژولیده کرد کلاهش رو انداخت زمین و به خودش گفت: خجالت نمی کشی یه جوری خودت رو درست کردی که ناموس مردم داره به تو نگاه میکنه! شیخ حسن نامی هست، روضه خون تو همدان میگه: شب وقتی مجبور شدم تو یه روستا بمونم، رفتم در یکی از خونه ها رو زدم، دیدم یا الله! علی گند آبی عرق خورده قمه بدست با رفقاش پشت در وایستاده، در زدم علی گندآبی در رو باز کرد! داره عربده میکشه! تا منو نگاه کرد گوشه عبام رو گرفت و گفت: این موقع شب اینجا چه غلطی میکنی؟ گفتم: رفته بودم یکی از روستاها روضه بخونم. علی گفت: شما هم نوبرش رو آوردید سال به دوازده ماه روضه می خونید بابا بسه دیگه! گفتم: علی فرق می کنه آخه! گفت: چطور؟ گفتم: امشب شب اول محرمه! علی عرق خورده مست تا اینو شنید، اینقدر با سر تو این دروازه زد گفت: علی! خجالت نکشیدی محرم آمده تو عرق خوردی؟ همه وقت گناه تو محرم هم گناه؟ هی سرش رو می زنه به این در، یه خورده آروم شد قمه رو گرفت تو دست گفت: شیخ به خدا تیکه تیکه ات می کنم! همین الان باید بشینی اینجا واسه من روضه بخونی! گفتم علی پدرت خوب مادرت خوب روضه مستمع می خواد، منبر می خواد، بساط می خواد،... همین جوری که نیست! گفت: این حرفها نیست می کشمت! هر بلایی هم می خواد سرم بیاد بیاد میشینی الان برا من روضه می خونی! منبر می خوای، باشه. چهار دست و پا افتاد گفت: خودم میشم منبرت بشین رو شونه من روضه بخون! افتاد رو زمین و ما هم نشستیم رو کمرش! بسمه الله الرحمن الرحیم الحمدالله، گفت ببین شیخ منو معطل نکن صاف منو ببر در خونه عباس... بگو علی آمده... نشستم رو کمرش شروع کردم بدون مقدمه: ای اهل حرم پیر و علمدار نیامد... سقای حسین سید و سالار نیامد... یه وقت دیدم دارم بالا پایین میرم! نگاه کردم دیدم علی گندآبی عرق خورده مست داره به پهنای صورت اشک می ریزه گریه می کنه... روضه ام که تموم شد. بلند شد دست منو گرفت گفت: شیخ ممنونتم. میشه یه کار دیگه برا من بکنی! خودم خجالت می کشم! گفتم: بگو. گفت: میشه رو کنی به نجف به آقا بگی، آقا علی دیگه لب به عرق نمی زنه! خداحافظی کردیم و رفت به خونه و ما هم رفتیم خونه. فردا صبح که رفتم مسجد، نماز رو که خوندم، رو منبر رفتم گفتم: می خوام مژده بدم! علی گندآبی توبه کرده! کسی قبول نمی کرد. روضه که تموم شد با جمعیت رفتیم در خونه علی گندآبی، زنش آمد بیرون گفت: بله، گفتیم: علی رو می خواهیم، گفت: علی نصف شب آمد ساکش رو برداشت گفت: زن یا میرم آدم میشم برمی گردم یا اینکه دیگه برنمی گردم. پرسیدیم: کجا رفت؟ گفت: علی گفت جایی جز کربلا ندارم! مدتی علی گندآبی آمد کربلا مقیم کربلا شد. وقتی زنگار از دلش زدوده شد بلند شد آمد نجف. میرزای شیرازی تو نجف داره نماز میخونه. علی گندآبی صف عقب بود. بعد کم کم آمد جلو تا ملازم میرزا شد! هر وقت میرزا وارد حرم می شد می دید علی نیست، صبر می کرد تا علی بیاد . یه روز دارن نماز می خونن، آمدن گفتم میرزا فلان عالم تو نجف مرده. گفت: باشه قبری همینجا زیر پای زایران امیرالمومنین بکنید، بین الصلاتین هم بیارید من نمازش رو می خونم بعد از نماز هم دفنش می کنیم. نماز اول رو که خوندن. آمدن گفتن میرزا قبر آماده شده اما اون عالم زنده شده! میرزا گفت قبر و نپوشونید یه حکمتی باید تو این کار باشه! نماز دوم رو که خوندن السلام علیکم و رحمت الله وبرکاته... گفتن: میرزا، گفت: چی شده، گفتن: علی گندآبی سر از سجده بلند نمی کنه! آمدن تکونش دادن: علی علی علی... دیدن علی افتاده مرده از دنیا رفته...! بعد میرزا لبخند زد! گفت: می دونید علی تو سجده آخر نماز از خدا چی خواست؟ امیرالمومنین رو واسطه قرار داد ! خدا را قسم داد به آبروی علی گفت: زیر پای امیرالمومنین یه قبر خالیه من برم اونجا؟! ... |
موقع ناهار که به خبر تلویزیون هم نگاهکی داشتیم نقشه ای از ایران و اطراف رو نشون میداد...
دخترم پرسید: بابا اون کشور سمت غرب ایران چیه؟
من: عراق دیگه بابا.
دخترم: عراق کنار ماست؟
من: اگه کنار ما نبود چطور به ما حمله کرد؟
دخترم: باید جومونگ رو میاوردیم....
بقیه شو نفهمیدم چی گفت ... داشتم تو کلمات می گشتم چیزی پیدا کنم و از گذشته و افتخار و ... بگم.
فکر کنم زیادی طول کشید چون دیدم دیگه دخترم رفته.
چیزی گلویم رو فشرد. آهی کشیدم و تو دلم گفتم کاش یه سریال هم از «سلسله عاشقان» می ساختند.
بعد به خودم گفتم: بعد 20 سال، هنوزم کاش؟
مطلب مرتبط: « ... اَللهُمَ بَیض وَجهَه وَ طَیب ریحَه ...»


ادامه مطلب...
بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم کامپیوترها، ابزارهای خوبی برای گردآوری اطلاعات عددی هستند، اما آیا میتوان از آنها برای برآورد احساسات هم استفاده کرد؟ هماکنون به یاری وبلاگها و شبکههای اجتماعی، همگان قادر به اظهار نظر شخصی هستند و میتوانند به صورت جمعی در مورد پدیدهها و رخدادهای مختلف اظهار نظر کنند، کالاهای مختلف را ارزشگذاری کنند و چیزهای مختلف را به مخاطبان خود توصیه کنند. اگر از دید ژرفتری به این موضوع نگاه کنیم، میبینیم که این اطلاعات میتوانند به مانند ابزاری کارا در خدمت دانشمندانی قرار بگیرند که قصد دارند، قضاوت و عکسالعمل جمعی کاربران اینترنت را بسنجند. به تازگی زمینه پژوهشی جدیدی به نام تحلیل احساسات در عرصه علوم کامپیوتر و اینترنت در حال شکلگیری است که مراد آن ترجمه احساسات انسانها به اطلاعات قابل پردازش و رقومی است. تحلیل احساسات کاربران اینترنت، چیزی نیست که گروهی صرفا به خاطر سرگرمی و یا انجام دادن یک کار جالب غیر معمول به دنبال آن باشند، آگاهی از نظر مردم میتواند شرکتها را از میزان محبوبیت یک کالای تجاری آگاه کند و به آنها در برنامهریزیهاشان کمک کند و آنها را متوجه شکایات و یا تعریفهایی کند که از آنها در محیط وب میشود. در حال حاضر کار انحصاری شرکتهایی مثل Scout Labs این است که با جستجو و کاوش در وبلاگها و فورومها و شبکههای اجتماعی، اطلاعاتی پردازششده در مورد محصولات، خدمات و یا موضوعات دیگر به دست آورند و آنها را در اختیار مشتریانشان قرار دهند. Jodange و Newssift سرویسهای مشابه دیگر هستند.
Tweetfeel, Twendz و Twitrratr سرویسهایی هستند که کارشان ارزیابی و مرتب کردن نظرات مثبت و منفی کاربران توییتر در مورد یک موضوع است و برای کاربران عادی قابل دسترسی هستند. مثلا اگر tweeters استفاده کنید، میبینید که ۷۷ درصد مردم، فیلم «جولی و جولیا» را پسندیدهاند. اما در عین حال باید متذکر شد که این سرویسها هنوز هوش چندانی دارند و گاه در ارزیابی مثبت یا منفی بودن یک توییت محاورهای دچار اشتباه میشوند، مثلا وقتی کسی توییت میکند که «بعد از دیدن جولی و جولیا، بسیار گرسنه شدم.»؛ الگوریتمهای سایت، «گرسنه» را یک اظهار نظر منفی تلقی میکنند! گرچه Scout Labs, Jodange و Newssift از الگوریتمهای بهتری بهره میبرند اما هیچ کدام از این سرویسها هم بینقص نیستند. با این همه، تلاش زیادی برای تحلیلهای دقیقتر و توانمندتر کردن این الگوریتمها در حال انجام است. در صورتی که پژوهشگران موفق شوند، شاید روزی فرا برسد که موتورهای جستجوی کیفی در اختیار داشته باشیم و جستجوی کلیدواژههایی مثل «بهترین هتل ایران» یا «زیباترین فیلم امسال» واقعا معنی داشته باشد. منبع: نیویورک تایمز |



